اطمينان حاصل كند، ولي پيش‌بيني نكرده بود كه مورد ناسپاسي قرار خواهد گرفت و خانواده‌اش‌ نابود خواهد شد،1 موقوفاتش مصادره خواهد شد و عالي‌ترين هدف‌هايش به‌صورت جدي‌ مورد تحريف قرار خواهد گرفت‌. مثلاً، متن مهم‌ترين تأليفش جامع‌التواريخ به طوركامل به‌دست‌ ما نرسيده است‌. ولي نسخه‌هاي بسياري از آن در دست است و برخي داراي چنان نقاشي‌هاي‌ زيبايي است كه جا دارد در هر تاريخ هنر ايران از آنها ذكري شود.
با توجه به فكر او در زمينه‌ٴ آرزوي انتقال نسخه‌هاي صحيح و معتبر آثارش به آيندگان و اطلاعي كه از بهترين شيوه‌ٴ اين كار، يعني چاپ باسمه‌اي داشت‌، عجيب است كه در صدد استفاده از آن روش برنيامد.2 اگر آن كار را مي‌كرد. رشد بعدي فرهنگ اسلامي (و مسيحي‌) ممكن‌ بود متفاوت باشد. در واقع‌، به نظر مي‌رسد جهان اسلام انتشار صنعت چاپ به سوي غرب را متوقف ساخت‌.
8. يادداشتي درباب مكتب نقاشي تبريز. به احتمال زياد در سايه‌ٴ حمايت رشيدالدين مكتب‌ نقاشي بديعي در آغاز سده‌ٴ چهاردهم در تبريز به وجود آمد. در هر حال تعداد زيادي مينياتور براي آرايش نسخه‌هاي مرغوب آثار او تهيه شد تا به امراي مغول و اماكن متبرك تقديم شود. نسخه‌هاي عالي تاريخ او امروز در كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس‌، در كتاب‌خانه‌هاي دانشگاه ادينبورگ و انجمن آسيايي لندن و شايد نقاط ديگر موجود است‌. مينياتورهاي اين نسخه‌ها به دليل اصالت‌ چشم‌گيرشان‌، غناي رنگ‌آميزي‌شان و هم‌چنين به‌علت تأثير خارجي آشكارشان شايان توجه‌ است‌. اين تأثير ناشي از شرق و هم‌چنين از غرب بود. آثار نفوذ بيزانسي و ايتاليايي به‌آساني قابل‌ شناسايي است‌، هم‌چنين برخي ويژگي‌ها، كه مشخصاً چيني است (مثلاً تابلوهاي 51، 59، 60، 61 در كتاب بلوشه‌). نفود چين تأييدي بر تأثير علمي است كه قبلاً خاطرنشان شديم‌؛ تأثير ايتاليايي احتمالاً ناشي از مبلغان مسيحي بوده كه همراه خود تورات يا انجيل‌هاي مصور مي‌آوردند.
مينياتورهاي كارگاه هنري تبريز در ذات خود داراي اهميت‌اند، ولي بيش از آن اهميتشان در


1. او از چهارده پسر و چهار دختر نام مي‌برد. نمي‌دانم بر سر هر كدامشان چه آمد.
2. به نظر مي‌رسد امتناع رشيدالدين كاملاً جنبه روان‌شناسي داشته است‌. اولاً، باسمه از همان آغاز ورودش به ايران‌، به‌علت سوءاستفاده‌اي كه از آن براي‌ چاپ پول شد، مورد نفرت قرار گرفت ــ هنوز در جامعه‌ٴ ما حرف‌هاي باسمه‌اي به مفهوم ياوه و دروغ به‌كار مي‌رود. ثانياً گذران عده‌اي از طلاب و اهل علم و افراد باسواد از كار كتابت بود و رواج باسمه مي‌توانست آنان را از نان خوردن بيندازد و دشمني‌شان را برانگيزد. در حالي كه يكي از روش‌هاي حكومتگران‌ گردآوري گروهي جيره‌خوار و دعاگو بوده است‌. عامل‌هاي معنوي‌، از قبيل تشويق هنر و عشق به زيبايي و دست‌گيري از اهل فضل و هنر را هم بايد در نظر داشت‌. فقط اشتباه او، و بيش از او اميركبير، ظاهراً در آن بود كه معمولاً افراد كارآمد را به نان و نوا مي‌رساندند و نه هوچيان و رجاله را، كه از لوازم حكومت در شرق بوده است‌. ــ م‌.